حضور به موقع بازپرس جنايى تهران در محل جنايت پسربچه ۱۰ ساله به افشاى راز قتل انجاميد. بعد از ظهر دوشنبه پسر جوانى كه پيكر بى جان برادر ۱۰ ساله اش را در آغوش داشت، به درمانگاهى در منطقه خزانه تهران رفت و به پزشك اورژانس گفت: برادرم در اتاقى كنار رختخواب ها نشسته بود كه ناگهان رختخواب ها روى سرش ريخت.




دقايقى بعد كه مادرم او را از زير رختخواب ها بيرون كشيد، متوجه شد نفس نمى كشد. بنابراين پس از تماس تلفنى از من خواست بلافاصله به خانه برگردم تا برادرم مجتبى را به درمانگاه برسانم. بدين ترتيب موضوع مرگ مشكوك مجتبى به شهريارى بازپرس ويژه قتل دادسراى جنايى گزارش شد. مسئولان بيمارستان در ارائه گزارشى به بازپرس پرونده علت مرگ را خفگى ناشى از ريختن رختخواب روى سر و صورت پسربچه اعلام كردند، اما بازپرس شهريارى پس از مشاهده جسد، متوجه آثار كبودى روى گردن پسربچه شد بنابراين احتمال قتل پسربچه قوت گرفت.برادر مقتول در نخستين بازجويى ها به بازپرس جنايى گفت: موقع حادثه در خانه نبودم. حدود ظهر پدر و مادرم به من تلفن كردند و گفتند مجتبى زير رختخواب ها خفه شده است. من هم سريع به خانه رفتم و برادرم را به درمانگاه رساندم.بدين ترتيب بازپرس شهريارى به خانه مورد نظر رفت و در بازرسى از محل متوجه شد كه تعداد رختخواب ها به اندازه اى نبوده كه بتواند پسربچه ۱۰ ساله اى را خفه كند.بنابراين بازجويى از پدر و مادر مجتبى آغاز شد. مادر وى گفت: مجتبى حدود ساعت ۱۱ صبح به خانه آمد. چند دقيقه بعد او را صدا كردم، اما جوابى نيامد. بعد هم دنبالش همه جا را گشتم تا اين كه در يكى از اتاق ها متوجه ريختن رختخواب ها روى زمين شدم. وقتى آنها را بلند كردم، مجتبى را ديدم كه يك روسرى دور گردنش پيچيده شده است. بلافاصله روسرى را باز كردم، اما او نفس نمى كشيد.بازپرس شهريارى پس از صدور دستورات لازم به افسر پرونده از محل حادثه خارج شد، اما ناگهان يكى از همسايه ها خود را به وى رساند و گفت: آقاى بازپرس، من احتمال مى دهم مجتبى از سوى پدر و مادرش به قتل رسيده باشد، چرا كه حدود ساعت ۱۱ صبح من در حياط خانه بودم كه ناگهان صداى فرياد كمك خواهى مجتبى را از داخل خانه شنيدم. او ۳ بار با صداى بلند درخواست كمك كرد، اما ديگر صدايى نيامد.شهريارى گفت: در همين هنگام پيرمردى را ديدم كه با اشاره سر از اين فرد خواست تا از ادامه حرف زدن منصرف شود. بنابراين بلافاصله دستور بازداشت او و پدر و مادر و برادر مجتبى را صادر كردم.پيرمرد بازداشت شده پس از بازجويى ها گفت: من هم صداى فريادهاى كمك خواهى مجتبى را شنيدم، اما نمى خواستم در اين باره حرفى بزنم، اما بدانيد پدر و مادر مجتبى از مدتى قبل با او درگيرى داشتند. ظاهراً مجتبى نمى خواست به مدرسه برود و درس بخواند، به همين خاطر با پدر و مادرش مشكل پيدا كرده بود.بازپرس شهريارى اظهار داشت: با توجه به نظريه پزشكان در مورد عمدى بودن قتل مجتبى، در حال حاضر پدر، مادر و برادر بزرگ پسربچه به اتهام قتل عمد بازداشت هستند و تحقيقات و بازجويى از آنها براى كشف راز قتل ادامه دارد.