رابطه پنهانی زن رشتی با پسر همسایه
در پي کشف جسد شخصي که در خودرو سمند خود در جاده لاکان رشت به قتل رسيده بود، اکيپي از کارآگاهان دايره قتل پليس آگاهي، خود را به موقعيت رسانده و پس از بررسيهاي به عمل آمده مشخص شد که هويت مقتول، «حميدرضا - ع» 37 ساله ساکن رشت و راننده خط «رشت - تهران» است. با توجه به اين كه قتل راننده خودرو سمند كه از ناحيه سر و صورت داراي جراحات و حلق و حنجرهاش نيز با جسم تيز و برندهاي بريده شده بود، فجيع و موجب وحشت مردم شده بود، اکيپ ويژهاي از کارآگاهان زبده اداره مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي گيلان تشکيل و بررسيهاي تخصصي براي کشف قتل آغاز شد. در ابتدا پليس تحقيقات خود را از خانواده مقتول آغاز كرد و مشخص شد: مقتول معتاد به مواد مخدر بوده و پايبندي زيادي به روابط خانواده نداشته و روابط نامشروع و غيراخلاقي داشته است. اين موضوع موجب شد پليس تحقيقات خود را در حوزه خانوادگي با انگيزه نوعي انتقامجويي يا باجخواهي متمرکز كند و به اين ترتيب در اين راستا از منزل مقتول بازرسي و در جريان آن، آثار پاک شده خون بر روي فرش و برخي وسايل منزل مشاهده شد. بر اين اساس با بررسي پزشکي مشخص شد: خون کشف شده بر روي فرش با خون مقتول مطابقت دارد و به اين ترتيب سير رسيدگي پرونده تغيير يافت، چراكه براي كارآگاهان پليس محرز شد كه صحنه قتل اوليه، منزل مقتول بوده و جسد پس از قتل به محل کشف منتقل شده است. با اين فرض، پليس همسر مقتول به نام «معصومه» 31 ساله را به عنوان مظنون به صورت غيرمحسوس تحت نظر گرفت که در بررسيها مشخص شد: ارتباط نامتعارفي بين وي و پسر يکي از همسايگان همجوار وجود دارد که طي هماهنگيهاي به عمل آمده با بازپرسي ويژه قتل، نامبرده دستگير و به اداره آگاهي منتقل شد. وي در بازجوييهاي اوليه سکوت اختيار کرد و پاسخهاي بيربطي به سوالات ميداد، اما سرانجام با توجه به دلايل و مدارک موجود لب به اعتراف گشود و از راز قتل همسرش پرده برداشت و گفت: همسرم، فردي هرزه بود و همين موضوع موجب شد يکسال و نيم پيش با پسر همسايه به نام «صادق» ارتباط برقرار كردم که تا حدي اين رابطه استمرار يافت كه اخيرا با وي به توافق رسيدم پس از به قتل رساندن همسرم با هم ازدواج كنيم. متهم ادامه داد: به اين ترتيب با برنامهريزي قبلي به بهانه رفتن به منزل پدرم به همراه فرزندان در روز قبل از وقوع قتل، خانه را ترک كردم و صبح روز بعد، «صادق» تماس گرفت و گفت که کار را تمام کرده است. سپس به منزل بازگشتم و آثار به جا مانده از خون را پاکسازي كردم و به صورت صوري با توسل به بستگان ادعا کردم که همسرم مفقود شده است. با اعترافات تکان دهنده متهم، پليس در يک اقدام ضربتي «صادق» را دستگير كرد و با قرار گرفتن متهم در مقابل شواهد و اعترافات همسر مقتول صراحتا به قتل اعتراف كرد. وي با تاييد اعترافات همسر مقتول گفت: از يک سال و نيم پيش با هم در ارتباط بوديم و از آنجا که مقتول هر روز جهت جابهجاي مسافر به تهران ميرفت، فرصتي ايجاد ميشد که ما با هم ارتباط داشته باشيم تا اين که حدود سه ماه پيش در پي تصادفاتي، مقتول مدتي بيکار شد که اين امر در رابطه من و همسر مقتول خلل ايجاد كرد، به طوري كه تصميم به قتل وي گرفتيم. متهم معترف شد: شب حادثه به همراه مقتول با توجه به دوستي قبلي و عدم حضور همسرش به منزل وي رفتيم که بعد از صرف شام و استعمال مواد مخدر خوابيديم، اما من بيدار ماندم تا اين که در نيمههاي شب با استفاده از سنگ بلوک در خواب بر سر مقتول کوبيدم و سپس با تيغ موکتبري گردنش را بريدم و جسد را توسط خودرو وي به محل کشف جسد منتقل كردم. سپس رختخواب خونين و وسايل ديگر از جمله موبايل و سوئيچ ماشين را داخل رودخانه که در آن حوالي بود، انداختم و پس از سر و سامان دادن به وضعيت خانه، با همسر مقتول تماس گرفتم و اتمام کار را به وي خبر دادم. با اعترافات صريح و تکان دهنده متهمان، هر دو آنها به اتهام قتل «حميدرضا» بازداشت و با تکميل پرونده به مراجع قضايي معرفي شدند.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱:۴۷ ب.ظ توسط شادمهر
|