رابطه پنهاني براي دختر جوان فرجامي سياه داشت
 حوادث: دختر جواني که به خاطر پنهان کردن يک رابطه از والدينش به خانه يي پناه برده و توسط دو پسر مورد آزار قرار گرفته بود به دادگاه شکايت کرد.




به گزارش خبرنگار ما، چندي پيش دختر جواني به ماموران پليس مراجعه کرد و گفت دو پسر جوان او را ربوده اند و مورد آزار قرار داده و يک هفته در خانه يي زنداني کرده اند. وقتي پليس تحقيقات گسترده خود را آغاز کرد متوجه شد دختر جوان از خانه اش ربوده نشده بلکه با اراده خودش از منزل خارج و در پي يک اشتباه گرفتار دو مرد جوان شده است.

با توجه به اطلاعاتي که به دست آمد، پليس بار ديگر اين دختر را تحت بازجويي قرار داد. او وقتي فهميد ماموران به واقعيت پي برده اند گفت؛ مدتي بود که با پسري رابطه دوستانه داشتم. البته خانواده ام اين مساله را نمي دانستند و رابطه ما پنهاني بود. روز حادثه وقتي پدر و مادرم از خانه بيرون رفتند من با پسر مورد علاقه ام تماس گرفتم و قرار ملاقاتي با او گذاشتم. وقتي در پارک محل قرار، وي را ديدم با هم به مقابل خانه دوستش رفتيم.

وي ادامه داد؛ پسر مورد علاقه ام موتوسيکلت دوستش را گرفت تا با هم به گردش برويم. وقتي سوار موتور شديم، پسر جوان تک چرخ زد و من از روي موتور به زمين افتادم. لباس هايم پاره شد و سرم بر اثر برخورد با زمين دچار خونريزي شد.

دختر جوان در ادامه گفت؛ پسر مورد علاقه ام از ديدن اين صحنه به شدت وحشت کرده بود و بدون اينکه بايستد و مرا به بيمارستان برساند، پا به فرار گذاشت. با کمک مردم خودم را به گوشه يي کشاندم و دست و صورتم را شستم و سرم را بستم. از ترس اينکه مبادا پدر و مادرم متوجه شوند چه اتفاقي افتاده است در يک بوستان که همان نزديکي بود نشستم.

دختر جوان ادامه داد؛ ناراحت و پريشان بودم و نمي دانستم بايد چه کنم، هوا داشت تاريک مي شد و مي دانستم اگر به خانه برگردم حتماً پدر و مادرم برخورد بدي با من مي کنند. دو پسر جوان که مدت ها بود در آن اطراف پرسه مي زدند به سراغم آمدند. آنها به من گفتند مي توانند چند روزي به من پناه دهند. بدون اينکه فکر کنم چه عاقبتي خواهم داشت با آنها رفتم. من به حرف دو پسر جوان اعتماد کرده بودم و نمي دانستم قصد تعرض به من را دارند.

شاکي ادامه داد؛ وارد خانه شدم، دو پسر جوان مرا مورد آزار قرار دادند. شرايط از قبل بدتر شده بود، با اين شرايط اصلاً نمي توانستم به منزل برگردم، هيچ راهي به جز ماندن در آن خانه نداشتم.

يک هفته از اين ماجرا گذشت و من با دلهره بسيار زياد با يکي از دوستانم تماس گرفتم تا شايد از طريق او از حال پدر و مادرم باخبر شوم و متوجه شدم آنها در اين يک هفته همه بيمارستان ها و مراکز پزشکي قانوني را به دنبال من گشته اند. دوستم به من گفت حالا هم دير نشده و مي تواني به خانه برگردي اما من از ترسم اين کار را نکردم.

وي افزود؛ چند ساعت بعد پليس خانه دو پسر را محاصره کرد و من را از آن خانه بيرون آورد. چند روز بعد من از دست دو پسر شکايت کردم و متوجه شدم پس از تماس من با دوستم شماره تلفن من رديابي شده و پليس از اين طريق محل مخفي شدن من را پيدا کرده است.

با توجه به مطرح شدن موضوع تجاوز به عنف پرونده براي رسيدگي دقيق به شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران نزد قاضي ساعي و 4 قاضي مستشار ديگر فرستاده شد و به دستور وي دو پسر جوان بازداشت شدند.

متهمان در دادگاه گفتند؛ اين دختر با ميل خودش به منزل مان آمد، چرا که از پدر و مادرش مي ترسيد. ما ابتدا با اين نيت که به او کمک کنيم به خانه آورديمش، اما با ميل و رغبت خودش با او رابطه برقرار کرديم.

در حالي که دو جوان بازداشت هستند و تحقيقات از آنها ادامه دارد قاضي ساعي در هشداري به خانواده ها گفت؛ والدين بايد با فرزندان شان رابطه دوستانه داشته باشند و از راه دوستي به آنها اشتباهات شان را گوشزد کنند.

وي افزود؛ دختران جوان نيز بايد بدانند هيچ کس به اندازه پدر و مادر، فرزند را دوست ندارد. آنها بايد ارتباطات شان را مخفي نکنند و والدين شان را در جريان قرار دهند. نبايد يک اشتباه را با اشتباه ديگر جبران کرد و اين کار فقط شرايط را بدتر مي کند.