کبوترای گمشده پروانه شمع غمت        تورو تداعی میکنن تو صحن پاک حرمت

گلدستیه نجابتت حرمت سقف اسمون    منو بخون پیش خودت ستاره خورشیدنشون

دستای شب رو به دعا چیزی شبیه قصها    تبلور نیاز این ادمکای رو سیاه

دلم بریده از همه پناه تنهایی من       شفاعتم کن پیش عشق  چنگ تابوتو کفن

تواضطراب گریه هام شوق تو همراه منه   منم همون عاشقی که دلش گرفته از  همه

منم همون شکسته دل منم غریب در بدر   عابروی عاشقتو میون زاعرات نبر

رسیده از یه راه دور با یک دل پر از گناه     ماهشو از تو میگیره تو ذهن این شب سیاه

زریح التماسو اشک دخیل بوسهای من   تو هشتمین بهانه ای برای عاشقی من